الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
233
شرح كفاية الأصول
( در مثل « سرت من البصرة الى الكوفة » ) استعمال كرد و گفت : « من خير من إلى » ، و يا : « سرت ، الابتداء ، البصرة ، الانتهاء ، الكوفة » . جواب : چنانكه قبلا هم بيان شد ، اختلاف معناى اسمى و حرفى در مرحلهء استعمال است ، به اين معنى كه : واضع ، اسم را وضع كرده است به شرط اينكه مستعمل ، آن را به لحاظ استقلالى در نظر بگيرد و حرف را وضع كرده است به شرط اينكه مستعمل آن را به لحاظ آلى ، در نظر بگيرد . حال اگر استعمال ، در محدودهء اين شرط ، صورت نگيرد ، اگرچه استعمال مجازى ( استعمال در غير ما وضع له ) نيست ، امّا از آنچه كه واضع ، شرط كرده است ، خارج مىباشد . بنابراين به خاطر اين شرط واضع ، حروف بهجاى اسامى ، و بالعكس ، استعمال نمىشوند . فالمعنى فى كليهما . . . مصنّف در نتيجهگيرى از نظر خود ( عدم تفاوت بين معناى اسمى و حرفى ) مىگويد : معناى حرفى و اسمى را سهگونه مىتوان تصوّر كرد : اقسام تصوّر معناى حرفى و اسمى 1 - تصوّر نفس معنا بدون هيچگونه لحاظ آلى و يا استقلالى ، كه در اين صورت آن را « كلّى طبيعى و عامّ » مىنامند و بر كثيرين منطبق مىشود . به اين بيان كه : اگر معناى حرفى و اسمى مقيّد به قيد « آلى » و « استقلالى » نشود ، كلّى طبيعى خواهد بود كه داراى افراد بسيارى است . مثلا معناى « من » و « الابتداء » بدون قيد و لحاظ ، يك معناى كلّى است كه فى نفسه ( و با قطع نظر از وجودى كه آن را احاطه كرده ) بر كثيرين صادق است ، مثل كلّى طبيعى « انسان » كه بر افراد زيادى صدق مىكند . 2 - تصوّر معنا با قيد « لحاظ آلى يا استقلالى » ، كه در اين صورت آن را « كلّى عقلى » مىنامند ، زيرا « قيد » ( لحاظ ) در عقل و ذهن قرار دارد و از اين جهت « عقلى » ناميده مىشود ، و هنگامى كه قيد ، عقلى شد ، مقيّد ( معنا ) نيز عقلى خواهد بود . مثلا در « سرت من البصرة إلى الكوفة » ، اگر ابتداء و انتهاء مقيّد به لحاظ آلى باشند ، عقلى خواهند بود ، بلكه در اين فرض